مطالعه تاثیر جو اخلاق سازمانی برمدیریت دانش در سازمان اموراقتصادی و دارایی و اداره کل امورمالیاتی استان گیلان

رویکرد ادراکی

این رویکرد را می توان رویکرد ادراکی – شناختی نیز نامید. این رویکرد، اساس و ریشه جو سازمانی را اعضای سازمان تلقی می نماید. این رویکرد بر این فرض استوار می باشد که افراد متغیرهای موقعیتی را به روشی که از لحاظ روانشناختی برای آنها معنادار می باشد، تعبیر و تفسیر نموده و به آن پاسخ می دهند . بر اساس این رویکرد، جوسازمانی وابسته به ادراک کارکنان و صرف نظر از نوع ساختار سازمانی، از دو دسته عوامل خارجی (مانند: شدت محرک اندازه محرک، تکرار وتداوم، تازگی، آشنایی و نظایر اینها ) و عوامل داخلی ( نظیر انگیزش، شخصیت، تجارت، یادگیری ها ونظایر اینها ) متاثر می گردد (گودرزی وگمینیان ،1385،ص55). در این رویکرد فرد جایگاه های سازمانی را درک نموده و یک ادراک منحصر به فرد از جو به وجودمی آورد. واژه جایگاه سازمانی برای اظهار ساختاری به خوبی ویژگی های فرایند سازمان را عیان می سازد به علاوه در این فرایند ویژگیهایی نظیر ارتباطات ، نفوذ، رهبری وتصمیم گیری که درسازمان اعمال می گردند وجود دارند .

2-2-4-3) رویکرد تعاملی

این رویکرد با دو رویکرد (ساختاری و ادراکی ) متمایز می باشد بر خلاف رویکرد ساختاری این رویکرد معتقد نیست که ریشه جو اساس در ویژگیهای سازمانی قرار دارد و برخلاف رویکرد ادراکی مدعی نیست که جوها اصولا در درون فرد ایجاد می گردند اساس رویکرد تعاملی آن می باشد که تعامل فرد در پاسخ گویی به جایگاه، توافق مشارکتی راکه منبع سازمانی می باشد بارور می سازد (گودرزی وگمینیان ،1385،ص57).

2-2-4-4) رویکرد فرهنگی

نوع تکامل یافته رویکرد تعاملی  می باشد . طبق این رویکرد گروههای سازمانی یک حس مشترک از ارزشها، تاریخ، مقاصد واهدافی که حاصل تعبیر و تفسیر جمعی می باشد را ایجاد می کنند. رویکرد فرهنگی بر این مطلب تاکید دارد که گروهها دربردارنده ارزشها، هنجارها، اطلاعات حاصل از توافق جمعی و معانی که به گونه تدریجی شکل گرفته اند می باشد . پس در این رویکرد جوسازمانی از فرهنگ سازمانی ناشی می گردد که همان نمادها، هنجارهای رفتاری، مفروضات و باورهای سازمان نظیر این هاست . در این الگو، جو به عنوان بخش ویژه ای از فرهنگ سازمانی معرفی شده می باشد وجو به وسیله فرهنگ سازمانی که ادراکات فرد را تعدیل می کند تحت نفوذ می باشد و متقابلا فرایند های ارتباطی بین موضوعی را تحت نفوذ قرار می دهد؛ یعنی هنگامی که جو، تعاملی را درسازمان می سازد، آن تعامل صرفا جوسازمانی راتشکیل نمی دهد، بلکه سرانجام می تواند جایگزین فرهنگ گردد. فرایندهای بین موضوعی محتوای این مبادله بین فرهنگ وجو را شکل  می دهند. زیرا عضوی از سازمان بودن، حقیقتا به معنای حفظ نظریات ارزشهای آن سازمان نیست؛ بلکه مشارکت درخلق آن نظریات و ارزشهاست. به گونه اختصار، جوسازمانی بر اصول روانشناسی اجتماعی استوار می باشد، حال آنکه فرهنگ سازمانی برجامعه شناسی تاکید می ورزد. رویکرد فرهنگی ضمن در نظر داشتن این اصل که جوسازمانی پیوسته بر ادراکات فرد به عنوان یک منبع در شکل گیری جو موثر می باشد، بر تعامل اعضای  سازمان تاکید دارد (گودرزی وگمینیان، 1385، ص 57).

سوالات یا اهداف پایان نامه :

  • سنجش ارتباط بین جو اخلاقی مبتنی بر مسئولیت سازمان و مشارکت فرد در فرآیند مدیریت دانش سازمان اموراقتصادی و دارایی واداره کل امورمالیاتی استان گیلان

                           سنجش ارتباط بین جو اخلاقی مبتنی بر رعایت اصول و قوانین حرفه ای سازمان و مشارکت فرد در                                فرآیند مدیریت دانش سازمان اموراقتصادی و دارایی واداره کل امورمالیاتی استان گیلان

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

لینک متن کامل پایان نامه رشته مدیریت با عنوان : مطالعه تاثیر جو اخلاق سازمانی برمدیریت دانش در سازمان اموراقتصادی و دارایی و اداره کل امورمالیاتی استان گیلان با فرمت ورد